«نه» به خشونت «نه» به اعدام
صلح، خواب کودک است
صلح، خواب مادر
گفتگوی عاشقان در سایه سار درختان
صلح همین است
صلح لحظه ای است که دیگر
توقف اتومبیلی در خیابان
هراس بر نمی انگیزد
و زمانیست که کوبیدن بر در
نشانه دیدار یک دوست «۱»
آغاز، رویا و افسانه ای شیرین است، چون با زندگی شروع می شود.
و انسان را آفرید به نظاره اش نشست و برای آفرینش این موجود به خود آفرین گفت» «۲»
«در عزل کلمه بود، کلمه با خدا بود ، کلمه خود خدا بود پس کلمه انسان شد» «٣»
احسان فتاحیان را اعدام کردند. بهمراه احسان و برای بیشمار مرتبه ازادی و دمکراسی را نیز به مسلخ بردند. اما شعله ای که احسان و احسانها برافروخته اند هرگز خاموش نخواهد شد . اعدام او بار دیگر پوزخند تلخ مسئولین جمهوری اسلامی است به اعتراضات جامعه جهانی و نشان از خصومت ذاتی حاکمیت مذهبی با حقوق انسانی شهروندان کشورمان دارد. تبهکاران حاکم همانگونه که در گذشته - در این ایام نیز از جنایت و خونریزی ابائی ندارند و این نیز دلالت بر آن دارد که با زبان مسالمت و مماشات نمیتوان اصلاحی را چارچوب سراسر فاسد نظم حاکم پدید آورد. سایت گزارشگران اعدام جنایتکارانه جمهوری اسلامی را بشدت محکوم نموده و بر این عقیده است که اینگونه جنایات بر خروش انقلابی مردم کشورمان که هم اکنون صدای رسایش بوضوح شنیده میشود – خواهد افزود.
اتحادیه خانواده فعالین دربند کرد
دادگاه انقلاب حکم اعدام احسان فتاحیان را به شعبه اجرای احکام واداره زندانهای استان کردستان ابلاغ کرده است. طبق دستور دادگاه انقلاب بامداد روز چهارشنبه 20 آبانماه، احسان در محل زندان سننندج اعدام می شود. تلاش وکیل ، خانواده وبستگان این زندانی سیاسی برای نجات جانش تا کنون به نتیجه ای نرسیده است. خانواده احسان و دوستان وبستگان این شهروند کامیارانی میخواهند در مقابل زندان سنندج دربامداد روزچهارشنبه وهنگام اجرای حکم تجمع واعتراض کنند
کلیه راه های ارتباطی زندان سنندج مسدود شد
وضعیت زندان سنندج آوارته گزارش شد
فعالین زندان سنندج شورش کردند
فعالین زندان اوین و رجایی شهر به جمع اعتراض کنندگان پیوستند

سراسر خاک را
چشمه ی خون کرده ای
جنایت و جهل را
ز حد برون کرده ای
وقتی مرا می زنی
وقتی مرا می کشی
چگونه من به گویم
برادر پا سدار
گل به تفنگت بزن
مينا اسدي
آقای احمد خاتمی اگر نماینده اسلام تو هستی، من افتخار میکنم كه دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی یا روسری یا توسری، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی سنگسار، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی اعدام بچه ۱۵-۱۶ ساله، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی قتل عام ۱۳۶۷، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی تجاوز در کهریزک، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی حرف یک آخوند بی سواد و بی لیاقت و خونخوار بر حرف عقلای جامعه ارجح است، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی شکنجه در اوین، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی بهترین و شایسته ترین فرزندان این سرزمین را به بند کشیدن، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی دختر ۹ ساله را میتوان عروس کرد، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی سر بریدن روشنفکران و نویسندگان، من دشمن اسلامم
اگر اسلام یعنی خدایی كه نشانش جنتی، مصباح و تو هستند، من دشمن اسلامم
اگر این ها معنی اسلام است من دشمن اسلامم، به این دشمنی هم افتخار میکنم و از اینکه با توهم مذهب باشم ننگ دارم. صد هزار سال جهنم رفتن به خاطر دشمنی با چنین دینی را با کمال رضایت قبول میکنم.
ديلی تلگراف چاپ لندن درشماره شنبه سوم اکتبر خود مقاله ای تحت عنوان گذشته يهودی احمدی نژاد
برملا شد منتشر کرده است. در اين مقاله ديلی تلگراف عکسی از احمدی نژاد در حال نشان دادن شناسنامه اش پس از انتخابات چاپ شده است و نوشته شده که درتوضيح شناسنامه آمده است که نام خانوادگی پيشين محمود احمدی نژاد سبورجيان بوده است که نامی يهودی و معنای آن بافنده است. ديلی تلگراف نوشته است که سبورجيان در وزارت کشور ايران در فهرست نام های خانوادگی است که خاص يهوديان است. نويسندگان ديلی تلگراف در ادامه مطلب آورده اند که ران گيدر، يک سخنگوی سفارت اسرایيل در لندن، می گويد پيشينه احمدی نژاد مطلبی نيست که سفارت اسرایيل بخواهد درمورد آن اظهار نظر کند. ديلی تلگراف می نويسد تبارریيس جمهوری اسلامی ايران تابستان امسال ازسوی مهدی خزعلی پسر آيت الله خزعلی که وب لاگ نويس است برملا شد. وی به دنبال آنچه در اين مورد نوشته بود بازداشت شد. به نوشته ديلی تلگراف برخی تحليلگران سياسی حدس می زنند که اظهارات ضد يهودی آقای احمدی نژاد حرکتی افراطی برای پنهان کردن گذشته خود است. گفته می شود تغيير نام خانوادگی سبورجيان به احمدی نژاد به دلايل مذهبی و فشار اقتصادی در چهار سالگی محمود احمدی نژاد انجام شده است
Mahmoud Ahmadinejad revealed to have Jewish past
Mahmoud Ahmadinejad's vitriolic attacks on the Jewish world hide an astonishing secret, evidence uncovered by The Daily Telegraph shows
خیابان شریعتی جنوب – شمال 10 متر مانده به ابتدای میرداماد، سمت راست خیابان کوچه ایست با نام " بهشت آسا ". نبش این کوچه ساختمانی است که روی در ورودی آن نوشته شده "مرکز چاپ و نشر". این ساختمان در اختیار ستاد کودتای انتخابات 22 خرداد است و در جریان کودتا از آن بعنوان زندان مخفی استفاده شد.
روزی که کارگران شهرداری کانالی که در پیاده روی همین ساختمان بود را کندند تا مخابرات بتواند خطوط تلفن را ارتقاء دهد، با دیواره های این زندان مخفی روبرو شدند. پیمانکار نظامی فورا دستور داد منطقه ای را که کنده و خاک برداری کرده بودند پر کنند. کارگران ابتدا اعتراض کردند، سرکارگر نظامی داخل مرکز باصطلاح چاپ و نشر شد و سپس همراه چند سرباز بیرون آمد و خطاب به کارگران گفت که اگر از پرکردن منطقه ای که کنده اند خودداری کنند همه را دستبند زده و زندانی خواهد کرد. به این ترتیب آن گودال دوباره پر شد و دیواره زندان مخفی پشت خاک ها پنهان.
بستري است در اين بيمارستان ناپديد و به نقطه نامعلومي منتقل شده است و از سرنوشت او اطلاعي در دست نيست. به گفته يکي از بازداشتيهاي روز ياد شده که تا پيش از انتقال به کلانتري نوبنياد کنار ترانه موسوي بوده است، ترانه در روز دستگيري ظاهرش به هيچ عنوان حتي به تجمع کنندگان هم شبيه نبود موهايي بافته شده (بافت آفريقايي) داشته و برخلاف کساني که در تجمع ها از کفش ها ورزشي استفاده مي کنند کفشهايي پاشنه دار و ظاهري داشت که براي تعقيب و گريزهاي معمول تظاهرات مناسب نبوده است.
تیتر اول اشپیگل پنجشنبه 15 مرداد: زندانیان و خانواذه هایشان از تجاوزات جنسی و بدار آویختن ها و
دوباره رها کردن زندانیان قبل از خفگی بعنوان روش های شکنجه در زندانهای ایران خبر میدهند.
بسیاری از خانواده ها در هفته های اخیر جسد دختران و پسران خود را در حالی تحویل گرفتند که این اجساد حاکی از شکنجه های بیرحمانه و تجاوز جنسی به آنان بوده است.
(عینا ترجمه شده) دانشجوی 21 ساله ای در در نزدیکی دانشگاه تهران دستگیر میشود. زمانیکه دو اتوبوس به بازداشتگاه کهریزک وارد شدند، ده، پانزده نفر نگهبان زندان مانند جنون زدگان به سوی تازه واردان دست بسته حمله ور شدند.
لباسشان را از تنشان پاره کردند. برویشان آب ریختند و با کمربند و زنجیر جسم برهنه شان را آش ولاش کردند.
جوان دستگیر شده: " بعد از آن دیگر جانی در تنمان نمانده بود. ما از ضعف توان ایستادن روی پایمان را نداشتیم. داستان از اینهم بدتر داشت میشد. تعدادی ازبچه های سلولی که دیگه جای سوزن انداختن توش نبود را ساعتها از پا از سقف آویزان کرده بودند. تعداد دیگری را نیز پایشان را در قیر داغ کرده و سوزانده بودند.
جوون ترها رو یه طناب دار به گردنشون انداخته بودند و چند ثانیه طناب را میکشیدند و آویزانشان میکردند و دوباره به زمین می انداختندشان. اول فکر میکردند خواهند مرد و لحظه بعد به زندگی باز میگشتند." این جوان دستگیر شده در ادامه میگوید، بدترین شکنجه اما تجاوزات جنسی بود. از سلول او 3 نفر را بدین شکل شکنجه کرده بودند. شکنجه گران روزی یکبار آنان را میبردند. "صدای فریادشان را میشنیدیم". پس از تجاوز به آنها، یک آمپول مسکن به آنها میزدند و آنها را به سلول برمیگرداندند. با تمام این احوال هم سلولی های وی هم جان سالم بدر میبرند. خود او با دندانهای شکسته، دنده های شکسته در سمت راست سینه و ناشنوایی گوش چپ ازاد میشود.
او میگوید:"مهم این که زنده ام" و دوباره میخواهد به تظاهرات برود.
| نیویورک تایمز, ١ امرداد ١٣٨٨ |
|
|
سایت موج آزادی: یکی از پزشکان شجاع تهرانی که ترجیح داده خود را «پزشک گمنام» معرفی کند، گزارشی را به دست ما رسانده که حاوی اطلاعات تکاندهندهای درباره فجایع صورت گرفته در روز شنبه سیام خرداد ماه است. اگرچه بررسی و ارزیابی صحت جزئیات این گزارش در شرایط امنیتی فعلی ممکن نیست، ولی در مجموع با توجه به همخوانی کلیات این گزارش با شواهد دیگر، میتوان به آن اعتماد کرد.
متن ارسالی را به طور کامل و بدون هیچ جرح و تعدیلی، و تنها با اندکی تغییر برای پیراستگی و ویراستگی متن، به خوانندگان «موج سبز آزادی» ارائه میکنیم.
شعر زير در تظاهرات روز 18 تير خوانده می شد

يار خيابانی من
با من وهم رأی منی
در زير باتوم و چماق
ياور و همراه منی
گم شده رأی من و تو
تو انتخابات سياه
دشمن خاشاک و خسند
بسيج و ناجا و سپاه
زنجير و چاقو می کنه
صورت و زخمی وکبود
چشم داره عادت ميکنه
به گاز اشک آور و دود
رأی من و تو نتونست
زنجير ها رو پاره کنه
مشت گره کرده ما
ميهن آزاد می کنه
يار خيابانی من
با من و هم رأی منی
در زير باتوم و چماق
می خواهم شما و مردم عزیز را از وجود یک بازداشتگاه جدید سپاه آگاه سازم. این بازداشتگاه در خیابان نوفل لوشاتو(فرانسه سابق)، خیابان پرفسورهانری کوربن (مرجان سابق) نبش شمال شرقی جهارراه اول (تقاطع هاشمی فر) پلاک 3 قرار دارد. این ساختمان قدیمی 4 طبقه چند ماه پیش مقر مرکزی بسیج دانشجویی بود، که در حال حاضر در سفارت سابق آمریکا در خیابان طالقانی مستقر است و اکنون به بازداشتگاه سپاه تبدیل شده است. 2 روز است سسیتم حفاظتی شدیدی در آن اعمال می شود. درهای محکم آهنی برای آن تهیه کرده اند. دستگیر شدگان 18 تیر به اینجا آورده شده اند.